يك جوان استراليايي به نام «لس استوارت»سالها پيش دست به كاري عجيب مي زند.او از عدد يك تا يك ميليون را روي 19990 صفحه به صورت حروف مينويسد تا ركوردي جهاني را بانام خود ثبت كند.او از سال 1982 كار خود را شروع كرده و در 7دسامبر 1998 به كار خود پايان ميدهد.نام اين شخص در كتاب ركوردهاي جهاني گينس ثبت شده است.اين را داشته باشيد تا بعد به آن بازگرديم.
حدود دوهفته كه از اجراي نمايش پينوكيو گذشت،روي گيشه تئاتر شهر كاغذي چسباندند كه اين نمايش ويژه بزگسالان است.البته مشتريهاي هميشگي تئاتر شهر خوب ميدانند كه برنامه ريزي تئاترها طوري است كه پاي هيچ بچه اي به آن باز نشود تا تئاتر ما حكم بچه بازي پيدا نكند!
اما احتمالا والديني بوده اند كه دلشان ميخواسته نوگلشان از بچگي با هنرهاي نمايشي خو پيدا كند و يكبار هم كه شده پايش به داخل اين استوانه (تئاتر شهر)باز شود تا شايد در آينده خود به كارهاي هنري بپردازد يا لااقل چنين ديدي داشته باشد.
اما پينوكيوي تالار قشقايي هيچ ربطي به آن پينوكيويي كه حس نستالوژيكي به ما مي دهد ندارد.پينوكيو ديگر آن آدمك چوبي نيست.پينوكيو همه آدمهايي هستند كه هريك به نحوي در جا ميزنند يا دور خود ميگردند و زندگي سيزيف باري را تجربه مي كنند.همه آدمهاي پينوكيو حول دايره اي مي چرخند و خود در دايره اي قرار دارند.پينوكيو دروغ نميگويد.راست هم نميگويد.بلكه هر چه بگويد دروغ است،نه از آنجا كه واقعا دروغ است،بلكه به اين خاطر كه ديگران ميگويند دروغ است.مثل اينكه ديگران فقط دروغ ميشنوند.
زندگي معاصر زندگي عجيبي شده است.ديگر داستانها به سبك كلاسيك خود تا حد زيادي جذابيت خود را از دست داده اند و هنرمندان دست به فضاها و پرداختهاي جديدي زده اند تا با روحيۀ انسان سرگشته و پراز رمزوراز قرن21 سازگار باشد.
نمايش پينوكيو با ساختاري پيچيده و حركت محور(به جاي داستان محور) به بيان چنين فضايي ميپردازد.آدمي كه نميداند چه ميكند و چه بايد بكند.
آدمهايي كه همه در دايره هاي مختلف گرفتار شده اند كه ديگر محال است بتوانند خودشان باشند.
لس استوارتي كه در اول متن به آن اشاره كردم،هميشه براي من نمادي از اين زندگي است.يك نمونۀ بارز از زندگي سيزيف بار امروزي.كافيست خود را براي چند روز به جاي او بگذاريد.صبح از خواب بيدار شويد و پس از صبحانه كارخود را شروع كنيد.اعداد را پشت سرهم به حروف روي برگه بنويسيد.صدوبيست و شش هزار و شش.صد و بيست و شش هزار و هفت و ... .واين كار را سالها ادامه دهيد تا كلكسيون 1ميليون عددتان در 19990 صفحه تمام شود.گيرم كه نامتان هم در كتاب گينس ثبت شود؛كه چه؟به چه كاري مي آيد؟اين همه زحمت به چه دردي ميخورد ؟ تنها 16سال از زمان زندگي را به بيهوده ترين هدف ممكن ميگذراند!
كسي چه ميداند!شايد زندگي ما هم پر از اين اعداد باشد،بي آنكه بدانيم تا چند نوشته ايم!