تبليغاتX
ارتباطات بدون عینک !
تا بعد

این آقای اباذری واقعا برام خیلی جالب شده و یکجورایی داره روم تاثیر میزاره!

این هفته قسمتی از حرفهایی که سر کلاس زد رو با عبارات خودش میگم تا هم شخصیتش بیشتر دستتون بیاد و هم قضاوت کنید و حتما بهم بگید...

گفت که اولا ما جز شعر در هیچ هنر دیگری سنتی نداریم و نه فیلم و تئاتر و نه موسیقی در ایران جایگاه خاصی ندارند(و البته رقص( و باقی قضایا...ّ,د گفت بهترین گفتگوی تمدنها در رختخواب است...!بودجه خرج نکنید اینقدر.هر کدوم از شما بره خارج میتونه بهترین گفتگو رو تو رختخواب با دوست غربیش انجام بده!بعد هم دقیقا با همین تعبیری که خواهم گفت اشاره کرد که ما هی چرت و پرت میگیم که باید توریست بیاریم و ازین حرفا...مگه میشه یکجا توریست بره و جنده خانه را با خودش اونجا نبره!حالا اسمش رو هر چیز دیگه ای که میخوان بزارن!

در نهایت یک سئوال مطرح شد که قراره چند صفحه ای در موردش بنویسیم...این توحش موجود در جامعه ایران راه درمانی داره؟آیا ما میتونیم با فرهنگ درمانش کنیم؟اصلا چطور میبینیدش و باید چه کنیم؟فرهنگ این وسط چه نقشی داره ؟

البته نگین توحش چیه!چون بدیهی است از نظر من توضیح ندادم،کافیه یادی از تاکسیها بکنید!؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم آبان 1386ساعت 10:24  توسط کمیل سهیلی  |